على غضنفرى
138
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
حاضر شد . چنان كه برخى درباره « اوس » و « خزرج » گفتهاند كه كسى از آنان در پايان زندگى پيامبر نماند مگر آنكه اسلام آورده بود ؛ و پيامبر از دنيا نرفت در حالى كه يكى از آنان وانمود به كفر نمايد . با اين وصف ، چهبسا بسيارى از كودكان آنان هم ملحق به صحابه مىشوند ، زيرا اصحاب انگيزههاى فراوانى براى بردن فرزندانشان نزد پيامبر داشتند ؛ آنان فرزندان خود را براى نامگذارى ، كامبردارى ، تبرك جستن و . . . به حضور پيامبر مىبردند . علاوه اينكه در دولت پيامبر اكرم ، امتيازها و تشريفاتى ميان حاكم و جامعه نبود و وى در ميان مردم بود به گونهاى كه همهى شهروندان دولت اسلامى ، مىتوانستند او را ببينند و با وى سخن گويند ، يا در مجلسش بيايند ، و با اين وصف همهى مردم آن زمان صحابى هستند . عدالت صحابه آمدى در « الاحكام » مىگويد : عدالت معتبر در گواهى ، مبتنى بر سه پايه است : 1 - پرهيز از گناهان كبيره ، مانند شرك ، كشتن مؤمن ، تهمت به زنان ، زنا ، فرار از جنگ ، شرابخوارى و . . . 2 - پرهيز از برخى گناهان كوچك . 3 - پرهيز از برخى كارهايى كه خلاف شأن و آداب اجتماعى است . « 1 » حافظ بن حجر عسقلانى در شرح « نخبة الفكر » مىگويد : عادل كسى است كه داراى چنان استعدادى باشد كه وى را به تقواى هميشگى و مروت وادارد . و مراد از تقوى پرهيز كردن از كارهاى بد مانند شرك و فسق و بدعت است . « 2 » نووى در « التقريب » مىگويد : عادل ، مسلمان بالغى است كه از فسق بدور
--> ( 1 ) - الاحكام آمدى ، ج 2 ، ص 77 . ( 2 ) - ر . ك : مقدمة رسالة نخبة الفكر .